تبليغاتX
...اندكي صبر سحر نزديك است - اَينَ الطالبُ بدم ِ المقتول ِ‌ بكربلاء...

...اندكي صبر سحر نزديك است

خيمه هاي سيدالشهدا (ع) داره برپا ميشه. بيرق هاي سبز و سياه ، دوباره دارن فرياد واحسين سر ميدن. طبل ها و دهل ها و زنجير ها اومدن وسط ميدون. صداي قافلۀ عشق به گوش مي رسه. باز صداي العطش از تو خيمه هاي اباعبدالله (ع) داره گوش فلك رو كر ميكنه. باز هم صحبت از قامت عباس بن علي(ع)  و رشادت و ادب و وفا و عشق و مردونگي ِ . باز هم خدا داره به حسين(ع) و عباسش مي نازه.

گاهي وقتا كه فكر مي كنم با وجود اين همه گناه ، چرا خدا باز هم بهمون رحم مي كنه و به شهري مثل تهران بلايي نازل نمي كنه ، آخر ِ همۀ فكرهام به محرم و عزاداري عاشقونۀ بچه هيئتي ها ختم ميشه. ياد نذرهاي مردم ميفتم و بزرگواري ائمه كه تو اين ماه رنگ و بوي بيشتري داره.



باز مي خوايم عاشق بشيم. باز مي خوايم عشق بازي با خدا رو تمرين كنيم. عطر عشق مولا امام حسين(ع) و سقاي باوفاشون حضرت ابوالفضل(ع) و خانم حضرت زينب(س) ، عالم رو معطر ميكنه. واسه همينه كه همه عاشق ميشن.

خدا كنه امسال عاشق تر از سالهاي پيش بشيم و تو لشگر امام حسين(ع) راهي پيدا كنيم و باقي بمونيم.

به نيت همراهي با امام زمان(عج) كه شال سياه ميندازن، لباس مشكي هامونو باز هم تنمون مي كنيم و اونقدر به سر و سينه مي زنيم تا خدا منتقم آقا امام حسين(ع) رو برسونه و ما رو هم تو ركاب آقا به مقام شهادت برسونه. ان شاءالله.

...وجعلنا من المستشهدين بين يديه.


+نوشته شده در چهارشنبه چهارم دی 1387ساعت23:47توسط محمد رضا | |