...اندكي صبر سحر نزديك است
سلام به رفقای شفیق خودم. بالاخره بعد از مدتها سر و کله ی ما تو این وبلاگ پیدا شد. از دوستانی که نگران شدن (محسن خان ، یاسین خان، شراره خانوم، یاس عزیز و ...) معذرت میخوام. از دوستانی که فکر کردن دار فانی رو وداع گفتم (بعضی از همون بالایی ها ! )بازم معذرت میخوام! از دوستانی که فکر کردن این وبلاگ تعطیل شده هم همینطور... از دوستانی هم که هیچ فکری نکردن کمال تشکر رو دارم. راستش درگیر تبلیغات و انتخابات و... و امتحانات بودم.(متوجه حس کنجکاوی شما هستم ! ) دلم براتون حسابی تنگ شده بود. اینه که مزاحم شدم. ولی انگار............. خدمت رسیدم ، تشریف نداشتید ! می خواین برگردم. به خدا راضی نیستم ناراحت بشید... دیگه خود دانید.
نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم تیر 1388ساعت
2:18 توسط محمد رضا| |




