تبليغاتX
...اندكي صبر سحر نزديك است

...اندكي صبر سحر نزديك است

 

    

 

        ....

 

 

+نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم آبان 1387ساعت20:9توسط محمد رضا | |

 

   يا ضامن آهو

امام رضا علیه السلام می فرمایند:

خمـس مـن لـم تكـن فيه فلاتـرجـوه لشـى ء مـن الـدنيـا و الاخـرة:

من لم تعرف الوثاقة فى ارومته, و الكرم فى طباعه, والرصانة فى خلقه,

والنبل فى نفسه و المخافة لربه.

پنج چيز است كه در هر كس نباشد اميد چيزى از دنيا و آخرت به او نداشته باش:

1- كسى كه در نهادش اعتماد نبيني .

2- و كسى كه در سرشتش كرم نيابي .

3- و كسـى كه در آفرينشش استواري نبينى .

4- و كسى كه در نفسش نجابت نيابى .

5- و كسى كه از خدايش ترسناك نباشد.

                                                      بحار الانوا ر ج ۷۸ ص ۳۳۹وتحف العقول ص۴۴۶

 

                         عيد مبارك

 

چشمه هاي خروشان تو را مي شناسند             موج هاي پريشان تو را مي شناسند

پرسش تشنگي را تو آبي ، جوابي                     ريگ‌های بيابان تو را می‌شناسند

نام تو رخصت رويش است و طراوت                     زين سبب برگ و باران تو را می‌شناسند

هم تو گل‌های اين باغ را می‌شناسی                 هم تمام شهيدان تو را می‌شناسند

از نشابور بر موجی از «لا» گذشتی                    ای که امواج طوفان تو را می‌شناسند

بوی توحيد مشروط بر بودن توست                      ای که آيات قرآن تو را می‌شناسند

گرچه روی از همه خلق پوشيده داری                  آی پيدای پنهان تو را می‌شناسند

اينک ای خوب، فصل غريبی سر آمد                   چون تمام غريبان تو را می‌شناسند

کاش من هم عبور تو را ديده بودم                      کوچه‌های خراسان تو را می‌شناسند

                                                                                  " دکتر قيصر امين پور "

 

 

+نوشته شده در یکشنبه نوزدهم آبان 1387ساعت21:16توسط محمد رضا | |

 

اللهم اغفرلي الذنوب التي تحبس الدعاء

گناهاني كه دعا رُ حبس مي كنند... يعني چه گناهاني؟

وقتي دعاي كميل مي خونيم و دعا مي كنيم خدا گناهان ما رُ ببخشه ،

گناهاني كه دعا رُ حبس مي كنه و نميذاره به آسمون برسه ،

آيا درست در همون لحظه همون گناهان ميذارن اين دعامون به آسمون برسه؟!

اصلاً رفتيم دنبالش ببينيم اين گناهان چيا هستن؟

نظر شما چيه؟؟  

 

 

+نوشته شده در جمعه هفدهم آبان 1387ساعت2:9توسط محمد رضا | |

 

      حضرت معصومه (س)

از حضرت امام علی بن موسی الرضا علیه السلام است كه به سعد بن سعد می‌فرماید :

از ما نزد شما قبری است؟

عرض می‌كند: بلی، پدر و مادرم به فدای تو باد! فاطمه دختر موسی بن جعفر است؟

می‌فرماید: 
«من زارها عارفاً بحقها فله الجنة»

كسی كه با معرفت و شناخت ایشان را زیارت كند، پاداشش بهشت است.

 

- بحارالانوار، ج 48، ص 316 - 317

 

+نوشته شده در جمعه دهم آبان 1387ساعت11:18توسط محمد رضا | |

 

سفر عشق به پايان رسيد. خيلي زود. قبل از اينكه بشه حتي پلكي بر هم زد...

خوشحالم . خوشحالم كه آرزو كردم و سلطان ، نداي حاجتم رو شنيد.

مثل صله اي بود كه از طرف پادشاهي به گدايي برسه .

باب الجواد حالا ديگه برام ورودي عشق ِ . قدم كه به حريم حرمش گذاشتم ،

خوندن اذن دخول برام درست مثل يه معجزه بود. و حالا صحن انقلاب...

حس نوستالوژي شيريني ازش دارم. يادآور كودكي هام و زيارتم رو دوش پدر ِ .

زيارت از اون بالا و بوسيدن ضريح مقدس آقا ، اون روزا لذت ديگه اي داشت ،

وقتي خيلي ها واسه دست انداختن به پنجره هاي ضريح از سر و كول هم بالا مي رفتن .

السلام عليك يا سلطان يا ابالحسن یا علی بن موسی الرضا

يا غريب الغربا يا معين الضعفا و رحمة الله و بركاته...

        يا ضامن آهو

 

غريب الغربا... حس مي كنم غريب منم كه از وجود نازنيني مثل اين آقاي بزرگوار دورم.

غريب منم كه خورشيد تاباني مثل امام رضا (ع) رو نشناختم...

اونجا همه چيز رنگ و بوي بهتري داره. دعاي كميل ها... دعاي ندبه ها... دعاي فرج ها...

نماز جماعت ها... اصلاً اونجا مركز عشق ِ . آدم زود عاشق ميشه.

نمي دونم چند ركعت ، چند بار ، چند تا نماز حاجت خوندم واسه همه اونايي كه

التماس دعا گفته بودن ، واسه دوستام ، واسه خيلي ها...

اما يادم نبود واسه خودم دعا كنم.

آخه من چي مي خواستم وقتي آقام تو دلم جا گرفته و منو تو حرمش جا داده؟

حرفي نداشتم جز شكر...

حتي شب آخر كه سر نماز جماعت كيفمو زدن (و حالا بايد واسه احراز هويتم حسابي بدوم ،

چون همۀ مداركمو بردن) و با خالي كردن جيبم به ريشم خنديدن ، بازم حالم خوش بود...

 

در نظر بازي ما بي خبران حيرانند       من چنينم كه نمودم دگر ايشان دانند

 

 

+نوشته شده در جمعه سوم آبان 1387ساعت7:28توسط محمد رضا | |