يا ابا صالح المهدي(عج) ادركني سلام مولاي منتظَر سلام مولاي منتظِر سلامم را شما پاسخ دهيد. شما كه منتهاي آرزويم هستيد و نهايت خواسته هايم. نازنين ترين مهربان عالم؛ سال در حال نو، شدن است و هنوز نيامده ايد. باز هم سالي بي حضور نازنين شما. نه! بي حضورتان نه، - كه حضور سبزتان هميشۀ ايام جاري و ساري است- سالي بي ظهورتان... و چه مهجوريم ما كه از نعمت ديدن روي ماهتان محروميم. مولاي من؛ در اين واپسين دقايق سال مي خواهم قول بزرگي به شما بدهم و از شما استمداد كمكي عظيم كنم: مي خواهم خوب باشم. خوبِ خوب، همان طور كه شما دوست داريد. و از شما مي خواهم ياريم كنيد تا بتوانم دل نازنينتان را به دست آورم. « نهم ربيع الاول سالروز آغاز امامت مولا صاحب الزمان(عج) مبارك باد.» عشق از من و نگاه تو تشکیل میشود گاهی تمام من به تو تبدیل میشود ای عابر بزرگ که با گامهای تو از انتظار پنجره تجلیل میشود تا کی سکوت وخلوت این کوچه های شهر بر زخمهای حنجره تحمیل میشود آیا دوباره مثل همان سالهای پیش امسال هم بدون تو تحویل میشود بی شک به پاس ناز غزلهای چشم تو بازار وزن وقافیه تعطیل میشود یک سین کم گذاشته ام روی سفره ام این سفره با سلام تو تکمیل میشود « سيد امير حسين مير حسيني » توسل به علمدار كربلا موضوع کرامت: توسل براي رفع مشكلات به دليل مشكلي كه به آن دچار شده بودم، به مسجد جمكران رفتم. در دلم را در عالم معني به حضرت وليعصر (عج) عرض كردم و از او خواستم كه وساطت كرده و در درگاه خدا شفاعت كند تا مشكل من حل گردد. به طور مكرر به مسجد جمكران رفتم ولي نتيجهاي نگرفتم تا اينكه روزي در آن مسجد، در هنگام نماز دلم شكست و خطاب به امام زمان (عج) عرض كردم:«مولاجان! آيا جايز است كه در محضر شما و در منزل شما باشم و به ديگري متوسل شوم، شما امام من ميباشيد. آيا زشت نيست با وجود امامي مانند شما به شخص ديگري حتي به علمدار كربلا قمر بنيهاشم (ع) متوسل شوم و او را نزد خدا شفيع قرار دهم؟ از شدت ناراحتي، بين خواب و بيداري با چهرهي نوراني حضرت حجت (ع) روبرو شدم. بيدرنگ سلام كردم جواب سلامم را دادند و فرمودند:«نه تنها زشت نيست و ناراحت نمي شوم كه به علمدار كربلا متوسل گردي بلكه شما را راهنمايي نيز ميكنم كه هنگام توسل به علمدار كربلا بگويي : «يا ابا الغوث ادركني». اي پدر پناه دهندگان به فرياد برس و به من پناه ده.» راوي: علماي نجف www.jamkaranqom.ir :منبع « فشرده اى از زندگانى امام رضا عليه السلام » زادگاه هشتمين پيشواى شيعيان امام على بن موسى الرضا عليه السلام در مدينه ديده به جهان گشود. ابوالحسن و ابوعلى رضا، صابر، زكى ، ولى ، فاضل، وفى ، صديق، رضى ، سراج الله، نورالهدى ، قرة عين المؤمنين، مكيدة الملحدين، كفو الملك، كافى الخلق، رب السرير و رئاب التدبير مشهورترين لقب آن حضرت «رضا» است و در سبب اختصاص اين لقب گفته اند: «او از آن روى رضا خوانده شد كه در آسمان خوشايند و در زمين مورد خشنودى پيامبر خدا و امامان پس از او بود. همچنين گفته شده: از آن روى كه همگان، خواه مخالفان و خواه همراهان به او خشنود بودند. سرانجام، گفته شده است: از آن روى او را رضا خوانده اند كه مأمون به او خشنود شد.» در روايتهاى مختلفى كه به ما رسيده است نامها و كنيه ها و لقبهاى ام البنين، نجمه، سكن، تكتم، خيزران، طاهره و شقرا زادروز وفات آن حضرت را نيز به سالهاى (202، 203 و 206 ق) دانسته اند. بنابراين روايت، عمر آن حضرت پنجاه و پنج سال اين بيست سال مصادف است با دوره پايانى خلافت هارون عباسى ، پس از آن سه سال دوران خلافت امين، و سپس ادامه جنگ و جدايى ميان خراسان و بغداد به مدت حدود دو سال، و سرانجام دوره اى از خلافت مأمون. گرچه كه نام پنج پسر و يك دختر براى او ذكر كرده اند، امّا چنان كه علاّمه مجلسى مى گويد: «اكثر، تنها از جواد به عنوان فرزند او نام برده اند»
![]()




درباره روز، ماه و سال ولادت و همچنين وفات آن حضرت اختلاف است.
ولادت آن حضرت را به سالهاى (148،151و 153 ق) و در روزهاى جمعه نوزدهم رمضان، نيمه همين ماه، جمعه دهم رجب
اما بيشتر بر آنند كه ولادت آن حضرت در سال (148 ق) يعنى همان سال وفات امام صادق عليه السّلام بوده است؛ چنان كه مفيد، كلينى ، كفعمى ، شهيد، طبرسى ، صدوق، ابن زهره، مسعودى ، ابوالفداء، ابن اثير، ابن حجر، ابن جوزى و كسانى ديگر اين نظر را برگزيده اند.
درباره تاريخ وفات آن حضرت نيز عقيده اكثر عالمان همان سال (203 ق) است.
به دسيسه مأمون و با سمّ او به شهادت رسيد و پيكر مطهر او را در طوس در سمت قبله قبه هارونى سراى حميد بن قحطبه طايى به خاك سپردند
نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم اسفند 1386ساعت
14:36 توسط محمد رضا| |
نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386ساعت
23:18 توسط محمد رضا| |
نوشته شده در شنبه بیست و پنجم اسفند 1386ساعت
22:43 توسط محمد رضا| |
نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم اسفند 1386ساعت
18:47 توسط محمد رضا| |
نوشته شده در جمعه هفدهم اسفند 1386ساعت
20:44 توسط محمد رضا| |
نوشته شده در جمعه سوم اسفند 1386ساعت
23:38 توسط محمد رضا| |


